تبليغاتX
فتوبلاگ مشکان

فتوبلاگ مشکان

وبلاگ مخصوص عکس است

عکس و مکث

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 20:5  توسط حمید رضا الوندی  | 

دعا و ...

گروه اینترنتی انتظار یار
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 21:50  توسط حمید رضا الوندی  | 

 

در پيچ‌هاي تند پيروزي، مراقب لباس‌شويي خود باشيد!

 

طي مسير براي رسيدن به ظفر و پيروزي، اين روزها کاري صعب است که يحتمل پير طريق مي‌طلبد و سالک هوشيار؛ که حواس‌ش به لوازم خانه‌اش باشد. به خصوص ماشینی که به لحاظ ساختاری شباهت زیادی به سانتریفیوژ دارد و قرار است بعد‌ها لباس کثیف آدم را بشورد... في الحال کمر سالکي که زير بار مخارج اقتصادي شکست، هيچ‌گاه رنگ ترميم به خود نخواهد ديد! چه رسد به طعم شيرين پيروزي! و البته آورده‌اند در طي طريق سالکان رنج ديده که:

اي عشق! ما با تو از وادي جاودان هم گذشتيم    .....    از شير غران و از اژدهاي دمان هم گذشتيم
نام ترا باطل السحر هر خدعه کرديم و وآن‌گاه    .....    تنها نه از هفت‌خوان، بلکه هفتاد خوان هم گذشتيم
اول شکستيم با هم طلسم همه ديوها را    .....    و آن‌گه از قلعه‌ي سنگ‌باران‌شان هم گذشتيم
طي مکان با تو کاري نه صعب است اي عشق! حتي    ..    ما با تو زآن‌سوي دروازه‌هاي زمان هم گذشتيم

اما نقدا در ابيات ماضي از براي تعبير " اژدهاي دمان" و "هفتاد خوان" عبارت مانوس شده‌ي انرژي هسته‌اي را بخوانيد تا در ظفر‌هاي آتي ببينيم خدا و دولت‌مردان چه ميخواهند....
خدايا! به برکت اين اورانيوم متبرک شده به آستان امام هشتم، اين قليل غني سازي را آخرين غني سازي ما قرار مده!
يا حق!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:19  توسط حمید رضا الوندی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:19  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 15

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:9  توسط حمید رضا الوندی  | 

گنجشکک اشی مشی

گنجشکک اشی مشی، لب لوله تانک بشین!
 
گنجشکی نشسته بر نوک لوله تانکی باز‌مانده از جنگ ایران، دهلاویه، ظهر عاشورای حسینی 1383، پارادوکس زیبای زندگی، جنگ و صلح....
آدمی‌زاد از وقتی تاریخ به یاد دارد در جنگ بوده است. حتی بیش از زمانی که در صلح بوده است، در جنگ بوده است. همه آدم ها، همه کشورها، همه تمدن‌ها، همه ادیان در جنگ بوده‌اند. ما هم در جنگ بوده‌ایم. ما "همه" در جنگ بوده‌ایم... تا قدر صلح بدانیم!
قول النبی صلى الله عليه وسلم: "نعمتان عظیمتان مغبون فيهما كثير من الناس الصحة والفراغ": سلامت و فراغت (صلح) دو نعمت بزرگ‌اند ولي بسياری از مردم در هم‌اين دو نعمت، ضررهای بزرگی مي‌کنند!

سلام! من جنگ طلب نیستم! ما جنگ طلب نیستیم! اسلام یعنی سلم، یعنی سلامت، یعنی تسلیم امر خدا بودن... یعنی صلح، یعنی امنیت. اما یعنی ذلت نه! اما یعنی پذیرفتن ظلم نه! اما یعنی فقط کشته شدن نه! که آن‌وقت به قول علی (ع) جهاد دری می‌شود از درهای بهشت که خداوند فقط بر بندگان خاص خود می‌گشاید. سلام!

 

یک نوستالژی زیبا برای تکمیل زیبایی این عکس:

گنجشگك اشی مشی، لب بوم ما مشین
بارون می‌اد خیس می‌شی، برف می‌اد گوله می‌شی
می‌افتی تو حوض نقاشی
خیس می‌شی، گوله می‌شی
می‌فتی تو حوض نقاشی
كی می‌گیره فراش باشی
كی می‌كشه قصاب باشی
كی می‌پزه آشپزباشی
كی می‌خوره حكیم باشی
گنجشگك اشی مشی...

 

منبع:

http://www.raavy.com/fa/photos/archives/000097.php

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:45  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 14

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:41  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 13

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:11  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 12

 

عکس و مکث

 

با مسئولیت : ساحل

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:32  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 11

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 16:28  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 10

عکس و مکث

با مسئولیت : ساحل

saheledoosti@yahoo.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 15:42  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 9

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 22:1  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 8

هیپنوتیزم طبیعی!

 

یادش به خیر! بچه‌تر که بودیم آرزو‌هامان را در گوش قاصدک می‌گفتیم، فوت می‌کردیم برود برساند به گوش آن‌کس که باید! من که هر‌وقت این عکس رو می‌بینم هیپنوتیزم می‌شم. البته ماکرو عکس‌برداری کردم و اندازه واقعی‌ش دو سانتیمتر بود. ضمنا گفتن نداره چون قاصدک همه جا هست، اما اینجا دزفوله!

 

 

 

"قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟

از کجا، وز که خبر آوردی؟

خوش‌خبر باشی، اما، اما

گرد بام و در من

بی‌ثمر می‌گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری، باری

برو آن‌جا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آن‌جا که ترا منتظرند

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصدک تجربه‌های همه تلخ

با دلم می‌گوید

که دروغی تو، دروغ

که فریبی تو، فریب

قاصدک! هان، ولی... آخر.... ای وای!

راستی آیا رفتی با باد؟

با تو‌ام ، آی! کجا رفتی؟ آی...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی جایی؟

در اجاقی -طمع شعله نمی‌بندم- خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابرهای همه عالم شب و روز

در دل‌ام می گریند..."

 

مهدی اخوان ثالث (م.امید)

 

لینک این مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 17:56  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

با مسئولیت : ساحل
 
 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:6  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 4

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 22:52  توسط حمید رضا الوندی  | 

عکس و مکث 3

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 15:30  توسط حمید رضا الوندی  |